پيام انقلاب اسلامى

هـر انـقلابى نظير زلزله يا آتشفشان تاءثيرات كم و بيش منطقه اى و بين المللى دارد و بـراى ايجاد عمق استراتژيك خود، پيامى را عرضه مى كند. هر چه پيام انقلاب پرجاذبه تر باشد، انسان هاى بيشترى به پذيرش و حمايت و الگوپذيرى از آن روى مى آورند. انـقلاب اسلامى ايران كه امتياز اساسى اش ، اتكاى به جهانبينى اسلامى بود، در زمانى بـه وقـوع پـيـوسـت كـه حـركـتـهـاى ليبرالى و سوسياليستى جاذبه خود را از دست داده بودند. گرچه بسيارى از روشـنـفـكـران چـپ گـرا همچنان القا مى كردند كه تنها ايدئولوژى بسيج كننده ملت ها، ماركسيسم است .

انـقـلاب اسـلامـى مـردم ايـران ايـن پـيـام را بـه دنـيـا عـرضـه كرد كه بسيج كننده ترين ايـدئولوژى هـا اسلام است و اسلام مكتبى است كه نه تنها توانايى سازماندهى يك مبارزه عـظـيـم را دارد، بـلكـه در دوران پيچيده عصر ماشينى با همه معارضه ها و تضادهايى كه سياستهاى جهانى دارد، قادر به حل مشكلات جامعه و اداره آن بوده و بقا و ماندگارى اش را تـضـمـيـن مـى كـنـد. به عبارت ديگر انقلاب اسلامى ايران ، گشودن جبهه تازه اى فراروى همه انسان هاى مظلوم و محرومى است كه از نـارسـايـى و نـابسامانى تمدن تحميلى استعمارى رنج مى برند و شعار نه شرق و نه غـربـى ايـن انـقـلاب ، بـيـانـگر نفى هر گونه ظلم و ستم بر بشريت است .

بـرخـى از پـيـام هـاى انـقـلاب اسـلامـى را مـى توان به صورت زير برشمرد:
1 ـ لزوم خـروج انـسـان از يـوغ بـردگـى و بـنـدگـى طـاغـوت و رسـتن از ذلت و خوارى ،
2 ـ روى آوردن به عبوديت خدا و رستگارى ،
3 ـ برآشفتن در مقابل همه بدى ها و كجى ها و نابسامانى ها،
4 ـ مـبـتـنـى بـودن حـكومت و قدرت سياسى بر پرهيزكارى ، عدالت و حقيقت ،
5 ـ ضـرورت ديـن گـرايـى و خـدامـحـورى و نـيز بازگشت از مسير انحرافى دوران غرور جاهلانه شكوفايى علم .

حـاصـل سـخـن در يـك كـلام ايـن كـه پيام انقلاب ، پيام معنويت است ، يعنى بشرِ سرگشته امـروز كـه از عـدم تـاءمـيـن نـيـازهـاى بـرتـر و والاتـر و نـديدن و نداشتن صفا و محبّت و مـهـربـانـى و نـيـافـتـن نـوعـى مـعـرفـت والا بـه سـتـوه آمـده اسـت ، بـه دنـبـال مـكـتـبـى اسـت كـه علاوه بر تاءمين نيازهاى مادى ، نيازهاى معنوى او را نيز برآورده سـازد و چـون شـاهـد بود هر جايى كه اين انقلاب نفوذ كرد، معنويت را هم با خود به آنجا بـرد، گمشده خود را در پيام انقلاب اسلامى يافتنى ديد. بـنـابـرايـن بـا قـاطعيت مى توان گفت رويكرد دين گرايى حاضر كه در اطراف و اكناف جـهـان مـعـاصـر روبـه تـوسـعـه و گـسـتـرش نـهـاده ، محصول و ثمره دريافت اين پيام است .