جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

نمازی که ثوابش از آسمان هفتم هم می گذرد - show-content

 

 

نمازی که ثوابش از آسمان هفتم هم می گذرد

نمازی که ثوابش از آسمان هفتم هم می گذرد


نماز زيباترين و كامل ترين شكل عبادت و پرستش است. نماز ذكر كاملي است كه خداوند بارها از بندگان خويش خواسته تا ذكر كثير و بسيار داشته باشند.
نماز دربردارنده كلمات قرآني، حركات و سكنات بندگي، نمايش اوج خضوع، خشوع، تضرع، ابتهال، استغفار، دعا، توبه و همه اعمال صالحي است كه بنده مي تواند در پيشگاه پروردگار و معبود خويش داشته باشد.
دراين ميان برخي از شرايط زماني و مكاني به اين عمل، ويژگي هاي برتر مي بخشد، چنان كه مساجد و از همه مهم تر مساجد چهارگانه و اوقات پنج گانه، به ويژه شب، سحرگاهان و شب قدر درماه رمضان، از اشرف مكان ها و زمان ها براي انجام اين عمل عبادي است. نماز شب در شب قدر، مهم ترين عمل عبادي است كه اگر با تمام خصوصيات آن انجام گيرد، اميد است نمازگزار درمقام محمود قرارگيرد.
جايگاه شب در زندگي بشر
شب، فاصله زماني غروب خورشيد تا طلوع فجر است. (المصباح، ج1-2، ص561 «الليل») از نظر آموزه هاي وحياني قرآن، شب يكي از آيات بسيار مهم الهي است كه ارزش تفكر براي خداشناسي و هستي شناسي را داراست و در چنان جايگاه ارزشي است كه خداوند به اين آيت و نشانه خويش سوگند مي خورد تا عظمت شب درك شود. (انشقاق، آيه 16، تكوير، آيه 17؛ مجمع البيان، ج10-9، ص 677؛ الكشاف، ج4، ص711)
شب به عنوان يك آيت عظيم الهي فرصتي براي استراحت و آرامش، تفكر و تدبر است. در اين ميان بخشي از اوقات شب از برخي ديگر نيز ارزشمندتر است. شامگاهان، فرصتي مناسب براي سجده و خضوع (آل عمران، آيه 113، فرقان، آيه64، زمر آيه9) ذكر الهي (اعراف، آيه 205)، دعا و نيايش (اسراء، آيات 79 و 80؛ انعام، آيه 52؛ اعراف آيه205) و نيز حمد (روم، آيه18) و تسبيح خداوند از هر نقص و عيبي است. (آل عمران، آيه41؛ روم آيه17)
يكي از اوقات نمازهاي واجب، شامگاهان و اوايل شب است. (هود، آيه114؛ اسراء، آيه78) خداوند شب را به تسخير انسان درآورده تا رام انسان باشد. (ابراهيم، آيه33؛ نحل، آيه12).
با همه ارزشي كه شب براي انسان و رسيدن به كمالات و مقامات دارد، ولي دراين ميان برخي از شب ها از شب هاي ديگر برتر است؛ چنانكه شب هاي دهگانه، شب هايي است كه خداوند توجه ويژه اي به آن دارد و بدان سوگندي خاص مي خورد. (فجر، آيه2) از جمله شب هاي بافضيلت، شب هاي قدر است كه اين شب ها در فضيلت از همه شب ها برتر و يك شب آن اگر درك شود برابر با هزارماه است. (قدر، آيات 2 و 3) از اين رو خداوند شب قدر را شبي مبارك دانسته است. (دخان، آيه 3)
رسول خدا(ص) زمستان را بهار شب زنده داري مي داند و اين اوقات را به سبب طولاني بودن براي شب زنده داري مناسب تر مي بيند، چرا كه فرصت بيشتري را به شخص مي دهد تا تهجد داشته باشد. آن حضرت مي فرمايد: الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به علي قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به علي صيامه؛ زمستان بهار مؤمن است، از شبهاي طولاني اش براي شب زنده داري و از روزهاي كوتاهش براي روزه داري بهره مي گيرد. (وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3)
اهل ايمان شب را بسيار عزيز و گرامي مي دارند و آن را فرصتي گرانبها و ارزشمند براي تفكر و تدبر در خلقت آسمان و رسيدن به حكمت و اهداف آفرينش و درك رستاخيز و معاد مي دانند (بقره، آيه 164؛ آل عمران، آيه 190؛ نبا، آيات 2 تا 17) و مي كوشند تا همه شب را به شب زنده داري بگذرانند؛ چرا كه مي خواهند سيره و سلوك نبوي را به عنوان اسوه حسنه و الگوي برتر در پيش گيرند (احزاب، آيه 21)؛ زيرا اگر شب زنده داري براي آن حضرت(ص) واجب بوده براي مومنان مستحب است. (مزمل، آيه 20)
البته سيره پيامبران ديگر نيز اين بوده است. از اين رو خداوند ميعاد خود را با حضرت موسي(ع) در شب قرار مي دهد و ايشان به ميعاد چهل شبانه مي رود تا با خداوند خلوت كند و مناجات داشته باشد. (بقره، آيه 21؛ اعراف، آيه 142) پس هر كسي كه مي خواهد با محبوب خويش مناجات خاص داشته باشد و به عبادت و بندگي خالصانه بپردازد و صفا يابد، شب هنگام بهترين زمان براي اين كار است. (همان و نيز انعام، آيه 52؛ اسراء، آيه 79)
شبها، زمان ارتباط گيري مستقيم با خداوند و زمان دريافت وحي و نبوت است. (طه، آيات 10 تا 14؛ نمل، آيات 7 تا 9) پس انسان ها مي بايست به علل گوناگون از جمله اين امكان استثنايي نجوا و ارتباط باخداوند و رسيدن به مقامات و كمالات و نيز آرامش و سكونت و خواب (انعام، آيه 96؛ يونس، آيه 67؛ روم، آيه 23؛ نباء آيات 9 و 10) و قبض موقت روح و رفتن آن به ملكوت و نزد پروردگار (انعام، آيه 60) و امور ديگر، به عنوان يك نعمت بزرگ شكرگزار آن باشند. (فرقان، آيه 62؛ قصص، آيه 73)
البته ديگراني نيز شب زنده داري مي كنند، ولي اين فرصت استثنايي را به تباهي مي كشانند. خداوند در بيان خصوصيات مترفان و مرفهان بي درد مي فرمايد كه شب نشيني مرفهان مستكبر، با ياوه سرايي و بدگويي برضد قرآن و پيامبر(ص) و كارهاي لغو و بيهوده ديگر سپري مي شود و اين فرصت را به تهديد عليه خود تبديل مي كنند. (مومنون، آيات 64 تا 67)
مفهوم تهجد
اصطلاح تهجد در فرهنگ قرآني معنايي خاص دارد. تهجد در فرهنگ قرآن، به معناي بيدار شدن در شب براي نماز (ترتيب العين، ج 3، ص 1868) و ذكر خداست. (مجمع البيان، ج 5-6، ص 669)
خداوند به مومنان و مسلمانان توصيه مي كند به هر مقدار ممكن، تهجد و شب زنده داري داشته باشند. از اين رو تهجد براي مسلمانان يك امر مستحب دانسته شده است؛ (مزمل، آيه 20) زيرا تهجد و شب زنده داري آثار و بركات زيادي دارد كه ازجمله آنها رسيدن به مقام محمود است.
البته اين عمل از عهده همه كس برنمي آيد، چرا كه نيازمند صبر و شكيبايي بسيار (فرقان، آيات 64 و 75)، بيم و اميد به خدا (سجده، آيات 15 و 16؛ زمر، آيه 9) و توجه به خدا و ربوبيت و پروردگاري اش است. (همان و نيز فرقان، آيه 64)
شرايط تهجد و شب زنده داري
در بيان كيفيت و چگونگي رسيدن به مفهوم تهجد قرآني و شب زنده داري كمال بخش لازم است كه شرايط و آدابي فراهم آيد وگرنه همانند شب زنده داري مترفان و مرفهان مستكبر بي ارزش و حتي ضدارزش خواهد شد.
از مهم ترين شرايط و آداب تحقق تهجد مي توان به نيت و قصد خالصانه شب زنده دار اشاره كرد. متهجد كسي است كه براي اطاعت از امر هر چند مستحب خداوند بيدار مي شود و مي خواهد در طول شب تفكر و تدبر و تذكر و بندگي كند. (مزمل، آيه 20) پس براي رسيدن به اين مقصد و مقصود، به تسبيح و تحميد خداوند (طه، آيه 130؛ سجده، آيات 15 و 16؛ انسان، آيه 26)، استغفار (آل عمران، آيه 17؛ ذاريات، آيات 15 تا 18؛ مزمل، آيه 20)، تلاوت قرآن به مقدار ممكن و در حد توان (مزمل، آيات 2 و 4 و 20)، دعا و نيايش (اسراء، آيات 79 و 80؛ سجده، آيات 15 و 16)، ذكر و ياد خدا (مزمل، آيات 2 و 8)، سجده (فرقان، آيه 64؛ انسان، آيه 26) و نماز (زمر، آيه 9 و آيات ديگر؛ و نيز مجمع البيان، ج 7-8، ص 517) مشغول مي شود. البته وقت تهجد و بهترين زمان آن از نيمه شب شرعي است. لذا براي تهجد در مقدار دو سوم شب يا كمتر و يا نيمي از آن توصيه شده است. (مزمل، آيه 20)
آثار شب زنده داري و نماز شب
كسي كه تهجد كند و نماز شب را به جا آورد، به مقامات بالايي مي رسد كه هر خردمندي آرزوي آن را دارد. انسان در شب مي تواند با ارتباط گيري و اتصال به خدا، از الهامات و وحي الهي برخوردار شود؛ هر چند كه به مقام پيامبري و رسالت تشريعي نمي رسد. از اين رو بر پيامبران و نيز پيامبر گرامي(ص) تهجد واجب بود تا امكان دريافت وحي با افزايش لطافت روحي و اتصال فراهم آيد. (مزمل، آيه 20؛ و نيز مجمع البيان، ج 9-10، ص 570)
از ديگر آثار تهجد مي توان به كسب حضور قلب (مزمل، آيه 6)، آرامش و رضايت (طه، آيه 130)، دستيابي به مقامات صالحان (آل عمران، آيات 113 و 114)، محسنان (ذاريات، آيات 16 و 17)، شفاعت از ديگران (طه، آيه 130؛ اسراء، آيه 79؛ و نيز مجمع البيان، ج 5-6، ص 671و نيز ج 7-8، ص 58) و مقام محمود و پسنديده (اسراء، آيه 79) اشاره كرد.
مقام محمود، مقامي است كه خداوند آن را ستوده و ارزشمند شمرده است. پس بايد مقامي بسيار بلند باشد كه بيرون از دسترس هر كسي است و به سادگي هم به دست نمي آيد و نيازمند تهجد با ويژگي ها و شرايط خاصي است.
مي دانيم كه براي هر چيزي چند سطح مي توان تعريف كرد؛ زيرا داراي مراتب و درجات است. به عنوان نمونه اخلاق پسنديده مي تواند در دو سطح مثلا محاسن و مكارم تعريف شود. يا صراط حق مي تواند صراط مستقيم يا صراط حميد باشد كه صراط حميد همان صراط مستقيم با يك درجه و مرتبه برتر است.
اين مقام محمود نيز در ميان مقاماتي چون مقام متقين، صالحين، محسنين و مانند آن از يك برجستگي بيشتري برخوردار است كه خداوند نيز آن را ستوده دانسته است.
برخي ها از اين مقام به مقام شفاعتي ياد مي كنند كه در يك درجه بالاتر در اوج و تماميت قرار گرفته و اين امكان را به شفاعت دهنده مي بخشد تا هر چه مي خواهد شفاعت كند تا راضي و خشنود شود. (طه، آيه 130؛ اسراء، آيه 79؛ و نيز مجمع البيان، ج66-5، ص 671 و نيز ج8-7، ص58)
پيامبر(ص) درباره آثار تهجد و نماز شب مي فرمايد: نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستي فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدن ها، مايه ناراحتي شيطان، سلاحي بر ضد دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولي اعمال و بركت در روزي است. (ارشاد القلوب، ج1، ص191)
امام صادق(ع) نيز در بيان آثار شب زنده داري و نماز شب مي فرمايد: نماز شب، انسان را خوش سيما، خوش اخلاق و خوشبو مي كند و روزي را زياد و قرض را ادا مي نمايد و غم و اندوه را از بين مي برد و چشم را نوراني مي كند. (ثواب الاعمال، ص 42)
شب هاي قدر، زمان رسيدن به مقام محمود
در ميان شب ها، شب هاي ماه رمضان، در ميان شب هاي ماه رمضان، شب قدر و در ميان ساعات آن، سحرگاهان (ذاريات، آيه 18؛ آل عمران، آيه 17) و در ميان مساجد، مساجد چهارگانه يعني مسجدالحرام و مسجدالاقصي، مسجدالنبي(ص) و مسجد كوفه، بهترين زمان و مكان براي تهجد و احياء و نماز شب است؛ زيرا هر عمل در شب هاي قدر خود به اندازه عبادت هزار ماه مي ارزد و اگر همراه با ديگر كيفيات شود، اين ارزش فزوني مي يابد. به گونه اي كه انسان مي تواند با ادراك شب قدر، ره صد ساله را يك شبه بپيمايد و به مقام محمودي كه خداوند وعده داده نايل شود.
امام رضا(ع) درباره ارزش اعمال در ماه رمضان نسبت به ديگر ماه هاي سال مي فرمايد: من قرا في شهر رمضان آيه من كتاب الله كان كمن ختم القرآن في غيره من الشهور؛ هر كس در ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اين است كه در ماههاي ديگر تمام قرآن را بخواند. (بحارالانوار ج39، ص346)
از امام صادق(ع) سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است. (وسائل الشيعه، ج7 ص256، ح2) در سيره عملي امامان(ع) اين معنا بارها روايت شده كه ايشان شب هاي قدر تا بامدادان به عبادت مي پرداختند تا اين شب را ادراك كنند.
در سيره عملي امام باقر(ع) آمده كه ايشان در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان مشغول دعا مي شد تا شب به سر آيد و آنگاه كه شب به پايان مي رسيد نماز صبح را مي خواند. (وسائل الشيعه، ج7، ص260، ح4)
بيدار بودن شب قدر و احياي آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پيامبر و اهل بيت آن حضرت بوده است و در ميان سه شب، بر شب بيست و سوم تأكيد بيشتري داشته اند. چنان كه شخصي به نام جهني از پيامبر پرسيد: منزل ما از مدينه دور است، يك شب را معين كن تا به شهر بيايم. حضرت فرمود: شب بيست و سوم به مدينه داخل شو.
امام صادق(ع) در حالي كه بيمار بودند، خواستند كه شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند و حضرت زهرا(س) در اين شب، با پاشيدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها مي شدند. در روايات آمده است كه دهه آخر ماه رمضان، پيامبر بستر خواب خود را جمع مي كرد و ده شب را احيا مي داشت.
در حديثي از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم كه حضرت موسي(ع) به خدا عرض كرد: خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قربي لمن استيقظ ليله القدر»، قرب من، در بيداري شب قدر است. عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتي لمن رحم المساكين ليله القدر»، رحمت من در ترحم بر مساكين در شب قدر است.
گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مي خواهم. پاسخ آمد: «ذلك لمن تصدق بصدقه ليله القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. عرض كرد: خدايا بهشت و نعمت هاي آن را مي طلبم. پاسخ آمد: «ذلك لمن سبح تسبيحه في ليله القدر»، دستيابي به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلك لمن استغفر في ليله القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.
در پايان گفت: خدايا رضاي تو را مي طلبم. پاسخ آمد: «رضاي لمن صلي ركعتين في ليله القدر»، كسي مشمول رضاي من است كه در شب قدر، نماز بگذارد. (تفسير نور، قرائتي، سوره قدر)
بنابراين، شب هاي قدر در ميان شب هاي سال يك استثناست كه درك آن براي همگان بسيار سخت و دشوار است. از اين رو خداوند براي تشويق مومنان به انديشه و درك حقيقت شب قدر خطاب به پيامبرش(ص) مي فرمايد: توچه داني شب قدر چيست؟ سپس گوشه اي از ارزش شب قدر را در ميان شب هاي سال بيان مي كند و معلوم مي دارد كه آن، زمان نگارش تقدير هر چيزي بر جريده هستي است.
فلسفه نهان بودن شب قدر
به باور بسياري از مفسران، بدان دليل شب قدر در ميان شب هاي سال يا ماه و يا در شب هاي ماه رمضان نهان داشته شده كه مردم كمال طلب و خداجو در تلاش براي عبادت و شب زنده داري و در پرتو آن، تزكيه جان و پاكسازي دل از زنگارهاي گناه و كوشش براي آراستگي به ارزش ها و والايي ها به ره آورد ارزنده تر و موفقيت بيشتري برسند و بكوشند تا به اميد درك آن شب گرانقدر، شب هاي بسياري را با راز و نياز سپري كنند.
اين ظرافت در برنامه هاي ديگر نيز هست، براي نمونه خداي فرزانه در ميان نمازها، «صلاه وسطي و نماز ميانه» را نهان داشت تا از همه نمازها مراقبت بيشتر شود. در ميان نام هاي خود، اسم اعظم را نهان داشت و ساعت اجابت دعا را در ساعت ها و خشم خود را در ميان همه گناهان و نيز هنگامه فرا رسيدن مرگ را از انسان ها، تا بندگانش به موفقيت بيشتري در تقرب به خدا نايل آيند و از گناهان دوري جويند.