جهش تولید | جمعه، ۹ آبان ۱۳۹۹

شهید یداله کلهر - show-content

 

 

شهید یداله کلهر

شهید یداله کلهر


Loading the player...

  


 

شهید یداله کلهر

شهید حاج یدالله کلهر در سال 1333 هجری شمسی در روستای بابا سلمان از توابع شهریار کرج، در خانواده ای مذهبی و بسیار مومن به دنیا آمد. یدالله دوران دبستان را در روستا گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به شهریار علیشاه رفت و تا کلاس نهم درس خواند و بعد به خاطر مشکلات راه و دوری مدرسه به تحصیل ادامه نداد. در دوران تحصیل، همیشه درسش خوب و جزو شاگردان ممتاز بود. این شهید بزرگوار پس از ترک تحصیل در یک تانکر سازی مشغول کار می شود. وی درسال 1351 همراه یکی از دوستانش در کار برق و سیم کشی ساختمان وارد می شود و در شهر اصفهان یک پروژه بزرگ برق کشی را با موفقیت به پایان می رساند. در سال 1353 مدتی به جوشکاری می پردازد و همان سال به سربازی اعزام می شود. از آن جا که خانواده اش پیش از انقلاب اسلامی، با شخصیت حضرت امام آشنا بوده و از معظم له تقلید می کردند، او هم رساله و برخی کتاب های ایشان را مطالعه می کند و با افکار و اندیشه های ایشان آشنا می شود. وی دوستان سرباز خود را جمع کرده، به روشنگری می پردازد و ماهیت رژیم را برای آنان آشکار می کند. در سال 1355 سربازی را تمام کرده و پس از بازگشت از سربازی دوباره به کارهای برق و سیم کشی ساختمان مشغول می شود. ه یدالله با شروع جرقه های انقلاب اسلامی وارد عرصه سیاسی می شود، جوانان محل را جمع کرده درباره حضرت امام و انقلاب برای آنان صحبت می کند. وی نخستین کسی بود که در مسجد بابا سلمان ، تکبیر و شعار مرگ بر شاه سر می دهد و مردم را به مبارزه علیه شاه ترغیب می نماید. مدتی از سوی پاسگاه شهریار مورد تعقیب قرار می گیرد. با هوشیاری تمام فعالیتهایش را گسترش می دهد و هر روز بچه های محل را جمع می کند و با آنان شعارهای تند انقلابی از جمله شعارهای مرگ بر شاه را سر می دهند. او فعالانه در اغلب صحنه های انقلاب اسلامی حضور می یابد و در روزهای پیروزی انقلاب برای فعالیت بهتر و بیشتر راهی تهران می شود. در راهپیمایی ها حضور جدی می یابد. در 21 بهمن 1357 هنگام تصرف پادگان باغشاه از ناحیه پا تیر می خورد و مجروح می شود و چند روز در بیمارستان بستری می گردد. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، فعالانه در مسائل انتظامی و امنیتی در کرج فعالیت می کند. وی از جمله بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه کرج به شمار می رود. در فروردین ماه 1358 به دنبال تحرکات ضد انقلاب در کردستان به سرپرستی یک گروه عازم آن جا می شود و مدتی به نبرد علیه ضد انقلاب می پردازد. او که پاسداری پاکباخته و فدایی انقلاب بود، پس از شروع جنگ تحمیلی، گروهی از پاسداران سپاه کرج را ساماندهی کرده با پذیرفتن فرماندهی آنها راهی جبهه های سرپل ذهاب و گیلانغرب می شوند و این جمع مدتی در آن جبهه علیه دشمن بعثی عراق به مقابله می پردازند. وی در آزادسازی گیلانغرب ایثار و شهامت بالایی از خود بروز می دهد و توانمندی نظامی خود را به نمایش می گذارد. او پس از مدتی جنگیدن در جبهه های غرب و پس از آزادی گیلانغرب به جبهه های جنوب اعزام می شود و با نیروهای خود در جبهه آبادان مستقر می گردد و در حساس ترین شرایط آبادان را همراه دیگر نیروهای مردمی از سقوط و اشغال نجات می دهد. کلهر از زمانی که وارد جنگ می شود، در اکثر عملیات ها با مسوولیت بالا و هدایت نیرو و فرماندهی محور وارد عمل می گردد و بارها در جبهه مجروح می شود. در عملیات فتح المبین به عنوان خط شکن حماسه می آفریند و جراحت سختی برمی دارد. اما او کسی نبود که از پای بیفتد و به بهانه جراحت پای از جبهه بکشد. یک کلیه اش را از دست می دهد و یک دستش بر اثر ترکش عملاً از کار می افتد. جای جای بدنش ترکش می نشیند، ولی او که عاشق جبهه و بسیجیان بود، آنان را ترک نمی کند. او در عملیات والفجر 8 وارد عمل می شود و به عنوان فرمانده به هدایت نیروها می پردازد. او در این عملیات بسختی مجروح می شود؛ به طوری که به خاطر مداوا حدود یک سال در بیمارستان بستری می گردد. هنوز بهبود نیافته، به جبهه های نبرد می شتابد و در عملیات کربلای 4 و کربلای 5 حضوری چشمگیر و حماسی می یابد. شهید کلهر که چمدانی پر از شکوفه های یاس تقوا همراه داشت و برای ملاقات و ضیافت با شکوه عشق لحظه شماری می کرد، عاقبت در شلمچه کارت سبز دعوت در میهمانی کروبیان را دریافت کرد. و در اول دی ماه 1365 در عملیات کربلای 5 درمنطقه شلمچه در حالی که برای شرکت در جلسه عازم پشت جبهه بود، تذکره عبور و معراج به عالم ملکوت را گرفت و از شرکت در جلسه زمینیان باز ماند و بر اثر اصابت ترکش به سرش به شهادت رسید.

Kalhor Yadu'llah martyr Hajj in 1333 Hijri in the village of Santa Salman functions Karaj , was born in a religious family and very faithful . Yadu'llah attended grade school in the village . The prince Ali Shah went on to further his education and studied until ninth grade and because the problem did not go away school . School years , always good to finish her education and was among the top students .   The great martyr of the dropout working as a tanker . In 1353, the same year while welding will be sent to a soldier .    Since his family before the Islamic Revolution , Imam Khomeini was familiar with the characters and imitate their holiness , His books, essays , and some of them will be familiar with their ideas .  His friends gathered his troops , and the nature of the regime for them to enlightenment will reveal .  In 1355, after returning from a soldier's soldier and all electrical work and wiring again be employed . The  Yadu'llah starting to enter the political arena to spark Islamic Revolution , Imam Khomeini , and the local youth gathered about them speaks . He was the first person in the mosque Baba Salman Takbir and 'Death to the Shah, and encourages people to fight against the king . While the police are chasing the prince . He actively participated in most of the scenes and finds Islamic Revolution in Tehran during the revolution for better ways to be . Presence will rally . 21 Bahman 1357 when they captured the garrison Baghshah shot down and wounded in the leg and is in hospital for a few days .   After the victory of the glorious Islamic Revolution , Iran has worked actively on issues of security . He was among the founders of the Islamic Revolution in Iran is the Iranian Revolutionary Guards . In April 1358 , followed by the anti-revolutionary movement in Kurdistan headed off to a place and time to fight against the counter-revolution will .  He is a devout and zealous to protect the revolution , after the start of the war , a group of Iranian Revolutionary Guards Corps Regulatory Branch has accepted the command of their way and Gilangharb Sarpolezahab fronts are gathering at the front against the enemy in Iraq while the meet pay. His sacrifice and courage Gilangharb release its high incidence and its military capabilities shows .    Kalhor of the battle to be the most responsible and conduct operations with force and commanded the action is over and the front axle to be injured . Almbyn in victory as trailblazing saga raises and takes a tough injury .  But he was not convinced of the foot and leg injuries in the war as an excuse to kill . Loses one of his kidneys and actually gets a hand on the quiver . Place sits abandoned her , but she was in love with war and Basij , they will not leave .  He comes into operation valfajr 8 as commander of forces to conduct deals. He was severely wounded in the operation , so that the treatment is in the hospital for about a year . Still not recovered from the battle fronts Shtabd and Operation Karbala Karbala 4 and 5 person finds dramatic and epic .  Kalhor martyr who had a suitcase full of piety jasmine blossoms , and for meetings and banquets glorious moments of love , he finally received the Cherubim Shalamcheh green card party invitation .reached.