روایت مرگ در ظهر عاشورا

روایت مرگ در ظهر عاشورا


{flv}6f252faadfc4e2786aa8ee7a10d98ed986727{/flv}
 

(روایت مرگ حاج اسماعیل اخلاقی در ظهر عاشورا با لباس حسین (ع


علیرضا اخلاقی می گوید: پدرم بیماری خاصی نداشت، نه کسالتی نه بیماری... خیلی آرام مرد. خمیازه ای کشید و رفت. همه مردم روستا هم برای تشییع جنازه اش آمدند. حاج اسماعیل، پیر روستا بود. تعزیه خوان خوبی که بین همه مردمشان اعتبار داشت اما بعد از مرگش ورق برگشت و روستا غمگین شد. روز تشییع جنازه همه جا شلوغ شده بود. انگار که بر چهره روستای تنکمان غم نشسته باشد، غم رفتن شهادت خوان خوبشان. پسرش به یاد می آورد: حاجی آرزو داشت که رفتنش متفاوت باشد.

Narration of Haji Esmaeil Akhlaghi's Death in Ashura Day in Imam Hossein Costume
Alireza Akhlaghi says: My father was healthy. He was not ill and didn't have a problem. He was really relax. He gave a yawn and died. Every member of village participated in his funeral. Haji Esmaeil performed Ta'zie and was a reliable person in village. When he passed away the village was sad. His son remembered: Haji hoped die differently.