جهش تولید | سه‌شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۹

داستان پری - show-content

 

 

داستان پری

داستان پری


Loading the player...

  


 

داستان پری

در یک خانه قدیمی در کنار جنگل، 2 دختر کوچک دوقلو زندگی می کردند. نام یکی از آنها پری و نام دیگری پوری بود. پری و پوری مثل یک سیب قرمز بودند که از وسط نصف شده باشند؛ هردو زیبا و با نمک، هم شکل و هم قد بودند. وقتی آنها خواب بودند، ناگهان غول سیاهی وارد خانه شد، بچه ها را که دید خندید و گفت : کی پریه؟ کی پوریه؟ موهاتون چرا این رنگیه؟ چشماتون چرا اینجوریه؟! بچه ها از خواب پریدند، کمی ترسیدند و خواستند جیغ بکشند که آقا غوله اونها رو گرفت و رفت و وارد تنه درخت خیلی بزرگی شد، بچه ها رو زمین گذاشت و خوابش برد. بچه ها هم وقتی دیدن آقا غوله بدجوری خوابیده، یواشکی از تنه درخت بیرون اومدن و ...
 

In an old house in the woods , two twin little girls lived. Perry was one of them called another name Puri . Perry and Puri were like a red apple, halved crosswise be both beautiful and salt, both the form and stature . They were asleep when suddenly a giant black entered the house, they saw the kids laughed and said Pereira , who ? Who Pvryh ? Mvhatvn Why this color ? Why Chshmatvn Aynjvryh ! The kids jumped out of bed , screaming little scared and wanted to kill the man Ghvlh took them and went into the tree trunk was too big , the kids laid down and fell asleep . When kids see SIR Ghvlh slept badly , sneak away from the trunk and come out ...